تبليغاتX
سایه فکر
 

سایه فکر

من مي اندیـشــم pas هســتم

 

     
   
 

براي درخواست تبادل لوگو کليک کنيد
  آگهي خود را اضافه كنيد

     
   
 

پيوندها

 

پيوندهاي روزانه

 

امکانات

 

جستجوگر گوگل

 

امار سايت

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

 

  ()

                                         شهروند اندوهگین

 

 

 

همین روزها بود، منتها 9سال پیش.خبر مرگ نزار قبانی «شاعر نامدار عرب»در سراسر جهان سایه افکند. ولی این خبر جهان عرب را بیشتر از همه دچار غم و اندوه کرد،زیرا عربها یکی از عزیزترین و محبوبترین شاعران خود را از دست داده بودند.

نزار قبانی نوروز سال 1302در یکی از محله های قدیمی شهر دمشق چشم به جهان گشود و در روز پنج شنبه دهم اردیبهشت ماه سال 1377برای همیشه چشم از جهان فرو بست.

نزار هنگامی که 15 ساله بود خواهر 25 ساله اش به علت مخالفت خانواده اش با ازدواج با مردی که او را دوست داشت اقدام به خود کشی نمود.در حین مراسم به خاکسپاری خواهرش وی تصمیم گرفت که با شرایط اجتماعی که او را مسبب قتل خواهرش می دانست بجنگد.

هنگامی که از او پرسیده میشد که آیا او یک انقلابی است، در پاسخ می گفت: عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است که من می خواهم آن را آزاد کنم. من می خواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط زنان و مرادن در جهان ما درست نیست.

عشق در سطرهای نزار موج می زند. صادقانه عاشق می شود و افسار واژه ها را به دست می گیرد و آنها را در رگهای مخاطب مثل رودخانه ای گرم جاری میکند.

 

در بندر آبی چشمان

باران رنگهای آهنگین می وزد

خورشید و بادبان های خیره کننده

سفر خود را در بی نهایت تصور می کنند

 

در بندر آبی چشمانت

پنجره ای گشوده به دریا

و پنجره هایی در دور دست

به جست و جوی سرزمین های به دنیا نیامده

 

در بندر آبی چشمانت

برف در تابستان می آید

 

همه چیز زندگی او در همین سه حرف خلاصه شده است ع، ش، ق. عشق شاعر مبتدل نیست بلکه نشانه ای تعهد است. تعهدی نسبت به جامعه و آدمهایی که از کنارش می گذرند و با احتران کلاه از سر بر می دارند. قبانی را با شاعر عشق، شاعر زن و شاعر شراب نام می برند.ولی او شاعر سیاست هم بود کمتر شاعری پیدا خواهد شد که مثل او در میان عربها محبوب باشد. 

اگر چه دوری از سرزمین مادری مثل خوره روحیه اش را آسیب می رساند اما از سویی دیگر آشنایی با فرهنگها و زبانهای مختلف دنیا مرزهای شعر او را گسترش داد و لایه های شفاف را به نمایش گذاشت.

"ما با ترس عاشق می شدیم، با ترس به وعده گاه  می رفتیم، با ترس عشق می ورزیدیم و با ترس می نوشتیم.وقتی انساندزدکی عاشق می شود و صور انسانی راز و نیاز عاشقانه از میان برود، غزل به صورت رقص وحشیانه به دور کشته ای بی جان در می آید."

 

سرسره بازی روی سطرهایی زلال

من شبیه دیگر عاشقان تو نیستم، بانوی من

اگر دیگری ابری به تو بدهد

من بارانت می دهم

اگر دیگری فانوسی دهد

من ماه را در دستانت می دهم

اگر دیگری شاخه ای دهد

من درختان را برایت به ارمغان می آورم

و اگر دیگری کشتی به تو بدهد

من سفر را پیشکش به تو می کنم

 

نزار با اوج عاشق می شد و با اوج سروده های خود را به گوش جهانیان می رساند. شعر می سراید و به زندگی خود امید می بخشید. این بود سالیان سال....

اما صبح شیری رنگ سال ۱۳۷۷، بر عکس نوروز سال ۱۳۰۲هیچ آوازی از پرنده ای به گوش نمی رسید و با اینکه شکوفه ها درخت ها را سفید پوشانده بود اما هوا به گونه ای دیگر به چشم می آمد.

تیتر اول یکی از روزنا مه های انگلیسی نوشته بود؛ «قلب شاعر از کار افتاد». رهگذران کنار روزنامه فروشی می ایستادند و با نیم نگاهی و آهی راه را ادامه می دادند. همه چیز به هیات تاریکی رویایی بر باد رفته در آمده بود و آفتاب بی رغبت همیشگی می تابید.



 

  |  نوشته شده توسط  آزاد بهین ساعت  11:47 قبل از ظهر در تاريخ 2007/4/27

 

  ()

ما هستیم..  

 

بهار فرا رسیده، سال نو، سال 1386.. سالی که اغلب ما انتظارش نداشتیم هنور هم در این وضع موجود باشیم و اما برخلاف تصور همچنان با لحظه های دهشتناکی به حیات خود تداوم خواهیم بخشید.

امسال بهار در شرایطی فرا رسید که تعداد زیادی از فعالین و مبارزین سیاسی و جنبش دانشجویی در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برند و جشن خود را در پای سلولها و دیوارهای بی انتهای زندان عملی می نمایند. آنانی که برای ایرانی آزاد و دمکراتیک از جان خود دریغی نکردند و با تداوم فعالیتهای خود به صفوف میلونها ایرانی مبارز و غیور پیوستند، اکنون در میان ما نیستند و.. معهذا از همه فعالین و انقلابیون در خواست خواهد شد که برای آزای هر چه سریعتر زندانیان سیاسی دست به یک کارزار سیاسی بزنید.

 

بهار آمد

 

بهار آمد ولی شادی نیاورد....... کسی از بیکسی یادی نیاورد.

به باغ مرده جان بخشید اما.. ....... به بستان دل آبادی نیاورد.

به خسرو کام شیرین داد ایام ....... ولی یادی ز فرهادی نیاورد.

دریغا بر پرستوی گرفتار................. نسیمی بوی آزادی نیاورد.

خدا را یادی از گلهای پرپر .......... که دیگر بویشان بادی نیاورد.

نفس در سینه اش محبوس یادا ... کسی کز سینه فریادی نیاورد.

نمی دانید یاران عشق آن را ....... که می سوزد ولی دادی نیاور

 



 

  |  نوشته شده توسط  آزاد بهین ساعت  4:51 بعد از ظهر در تاريخ 2007/3/21

 

  ()

نوروز در زمستان
 

سالي

 

 

نوروز

بي‌چلچله بي‌بنفشه مي‌آيد،
بي‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بي گردش ِ مُرغانه‌ی رنگين بر آينه.

 

سالي

 

 

نوروز

بي‌گندم ِ سبز و سفره مي‌آيد،
بي‌پيغام ِ خموش ِ ماهي از تُنگ ِ بلور
بي‌رقص ِ عفيف ِ شعله در مردنگي.

 

سالي

 

 

نوروز

 

 

همراه ِ به‌درکوبي‌ مرداني

سنگيني‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به ياد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را

و تاقچه‌ی گناه

 

 

ديگر بار

با احساس ِ کتاب‌های ممنوع
تقديس شود.

 

در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.

دروازه‌های بسته

 

 

به‌ناگاه

 

 

فراز خواهد شد

 

دستان ِ اشتياق

 

 

از دريچه‌ها دراز خواهد شد

 

لبان ِ فراموشي

 

 

به خنده باز خواهد شد

 

و بهار

 

 

در معبری از غريو

 

تا شهر ِ خسته

 

 

پيش‌باز خواهد شد.

 

سالي

 

 

آری

بي‌گاهان

نوروز

 

 

چنين

 

 

آغاز خواهد شد.

شاملو. نوروز ِ ۱۳۵۶ و پاييز ِ ۱۳۷۲



 

  |  نوشته شده توسط  آزاد بهین ساعت  2:50 بعد از ظهر در تاريخ 2007/3/15

 

  ()

الا ای رهگذر منگر چنان بیگانه بر گورم.. 

این هم فیلم اعدام صدام .. نگاه کنین و ..

 

 

 

                                



 

  |  نوشته شده توسط  آزاد بهین ساعت  1:27 بعد از ظهر در تاريخ 2007/1/6

 

خشونت مدرنيته  ()

خشونت مدرنيتة

سخنرانی دكتر رامین جهانبگلو

 

اشاره:

خشونت به عنوان عنصری روانشناختی و جامعه شناختی نقش تعیین كننده ای در تحولات فكری و تاریخی جوامع در گول تاریخ داشته است. از این رو خشونت را نه می توان به دوره و یا مقگع خاصی از تاریخ نسبت داد و نه به تمدن خاصی. متن زیركه سخنرانی دكتر رامین جهانبگلو در دانشگاه ێ‌مریكایی واشنگتن است، به بررسی پدیده خشونت در اندیشه های فیلسوفان برجسته مدرنیته می پردازد.

 

در بیش تر موارد، مفهوم مدرنیته با مفاهیمی چون ێ‌زادی،  پیشرفت، برابری و عقلانیت همراه بوده است. این مفاهیم در شعارها و برنامه های فلسفی جنبش روشنگری و انقلاب فرانسه و سپس، بعد از دوره ای افتراق، در دو ێ‌موزه سیاسی معروف قرون نوزدهم و بیستم، یعنی لیبرالیسم و سوسیالیسم پدیدار شدند. از سوی دیگر، چهره های سیاسی و ایدئولوژیك چون هیتلر و استالین نیز چشم انداز متفاوتی


ادامه مطلب>>>

 

  |  نوشته شده توسط  آزاد بهین ساعت  7:22 بعد از ظهر در تاريخ 2006/12/11

 

ئةخلاق لة روانطةى رؤسؤ و ظؤلتيَرةوة  ()

ئةخلاق لة روانطةى رؤسؤ و ظؤلتيَرةوة

                                                  و. ئازاد به‌هین

 

رۆسۆ و ڤۆلتێر له‌ بواری‌ فه‌لسه‌فه‌ی‌ ئه‌خلاق تیۆرگه‌لێكی‌ جیاوازیان هه‌یه‌. رۆسۆ له‌ سه‌ر ئه‌و باوه‌ڕه‌یه‌ كه‌ مرۆڤ خۆی‌ له‌ خۆی‌دا باشه‌ و له‌ سه‌ر بنه‌مای‌ شێوازی‌ سروشتی‌، خراپه‌ كردن بێ‌ ئه‌گه‌ره‌. ڤۆلتێر باوه‌ڕێكی‌ به‌م بۆچوونه‌ی‌ رۆسۆ نییه‌ و ده‌ڵێ‌ كه‌ مرۆڤ خۆی‌ له‌ خۆی‌دا باش نییه‌ و بۆ ئه‌وه‌ی‌ كه‌ مرۆڤ ببێ‌ به‌ زینده‌وه‌رێكی‌ باش ده‌بێ‌ پێكهاته‌ی‌ ئه‌خلاق به‌ جۆرێك بێ‌ كه‌ مرۆڤ بكا به‌ زینده‌وه‌رێكی‌ كۆمه‌ڵایه‌تی‌ به‌و جۆره‌ی‌ كه‌ بتوانێ‌ چاوپۆشی‌ له‌ به‌رژه‌وه‌ندییه‌كه‌ی‌ بكات.

رۆسۆ له‌ كتێبێكدا به‌ ناوی‌ "په‌یمانی‌ كۆمه‌ڵایه‌تی‌" ره‌خنه‌ له‌و به‌رژه‌وه‌ندییه‌ تایبه‌تیانه‌ ده‌گرێ‌ كه‌ ناكۆكی‌ له‌ گه‌ڵ‌ ..


ادامه مطلب>>>

 

  |  نوشته شده توسط  آزاد بهین ساعت  7:4 بعد از ظهر در تاريخ 2006/12/5

 

درباره جهان مجازي امروز  ()

در بارة جهان مجازي امروز

 

                            ژان بودريار (برگرفته شده از باشگاه اندیشه)

 

ژان بودريار ، جامعه شناس معاصر فرانسوي که در 1929 به دنيا آمده است ، در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم به مارکسيسم گرايش داشت اما به زودي عليه مارکسيسم شوريد و ديدگاه هاي مارکس را به عنوان جزيي از شيئ انگاري فرهنگ مصرفي غرب مورد انتقاد قرار داد.

بودريار در زمينه ارتباطات نيز ديدگاههاي مهمي دارد و ديدگاههاي او را به اندازه